شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جبههٔ‌حرص اگر چنین‌گرد ره هوس‌کشدآینه در مقابلم گر بکشی نفس کشد
۲
هرزه‌در است گفتگو ورنه تأمل نفسپیش برد ز کاروان هر قدمی که پس کشد
۳
سنگ ترازوی وقار میل شکست ‌کس نکردننگ عدالت است اگرکوه‌کم عدس کشد
۴
آتش سنگ طینتیم شعلهٔ شمع فطرتیمحیف‌که ناز سرکشی‌ گردن ما به خس‌ کشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth