شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترکِ آرزو کردم رنجِ هستی آسان‌ شدسوخت پرفشانی‌ها کاین قفس ‌گلستان شد
۲
عالم از جنونِ من کرد کسبِ همواریسیلِ گریه سر دادم‌ کوه و دشت دامان شد
۳
خامشی به دامانم شورِ صد قیامت ریختکاشتم نفس در دل ریشهٔ نیستان شد
۴
هر کجا نظر کردم فکرِ خویش راهم زدغنچه تا گلِ این باغ بهرِ من ‌گرببان شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth