شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رم وحشی نگاه من غبارانگیز جولان شدسواد دشت امکان شوخی چشم غزالان شد
۲
به ذوق جلوهٔ او از عدم تا سر برآوردمچو توفان بهار از هرکف خاکم‌گریبان شد
۳
خموشی را زبانها می‌دهد اعجاز حسن اوبه چشمش سرمه تا بر خویشتن بالید مژگان شد
۴
بقدر شوخی خطش سیاهی می‌کند داغمز هر دودی کز آنجا گرد کرد اینجا چراغان شد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth