خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل نکرد آهیکه بر ما خنجر قاتل نشدآرزو برهم نزد بالیکه دل بسمل نشد
۲
دام محرومی درین دشت احتیاط آگهیستوای بر صیدیکه از صیاد خود غافل نشد
۳
دل به راحت گر نسازد با گدازش واگذارگوهر ما بحر خواهد گشت اگر ساحل نشد
۴
در بیابانی که ما را سر به کوشش دادهاندجاده هم از خویش رفت و محرم منزل نشد
صفحهٔ ۱ از ۳