خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب حسرت دیدار توام دام کمین شدهر ذره ز اجزای من آیینهنگین شد
۲
خاکستر از اخگر چقدر شور برآورددل سفرخت به رنگیکهکبابم نمکین شد
۳
عبرتکدهٔ دهر ز بس خصم تسلی استچون چشم شررخانهٔ من خانهٔ زین شد
۴
برق رم فرصت سر و برگ طلبم سوختصد ناله تمنا نفس بازپسین شد
صفحهٔ ۱ از ۳