شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز وهم متهم ظرف کم نخواهی شدمحیط اگر نشدی قطره هم نخواهی شد
۲
به بحر قطره ز تشویش خشکی آزاد استاگر عدم شده باشی عدم نخواهی شد
۳
غم فنا و بقا هرزه‌ فکری وهم استجنون‌تراش حدوث و قدم نخواهی شد
۴
هزار مرحله دوری ز دامن مقصوداگرچو دست ز سودن بهم نخواهی شد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth