خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حاصلم زین مزرعِ بیبر نمیدانم چه شدخاک بودم خون شدم دیگر نمیدانم چه شد
۲
ناله بالی میزند دیگر مپرس از حال دلرشته در خون میتپد گوهر نمیدانم چه شد
۳
ساختم با غم، دماغ ساغر عیشم نمانددر بهشت آتش زدم کوثر نمیدانم چه شد
۴
محرم عجزآشناییهای حیرت نیستیماینقدر دانم که سعی پر نمیدانم چه شد
صفحهٔ ۱ از ۳