شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفدتا به دامان قیامت چین دامان بشکفد
۲
اشک مژگان‌پرورم‌، از حسرتم غافل مباشناله‌اندودست آن گل کز نیستان بشکفد
۳
کو نسیم مژده وصلی که از پرواز شوقغنچهٔ دل در برم تا کوی جانان بشکفد
۴
می‌توان با صد خیابان بهشتم طرح دادیک مژه چشمی که بر روی عزیزان بشکفد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth