خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تمام شوقیم لیک غافل که دل به راهِ که میخرامدجگر به داغِ که مینشیند نفس به آهِ که میخرامد
۲
ز اوج افلاک اگر نداری حضور اقبال بینیازینفس به جیبت غبار دارد ببین سپاهِ که میخرامد
۳
اگر نه رنگ از گل تو دارد بهار موهومِ هستی مابه پردهٔ چاک این کتانها فروغ ماهِ که میخرامد
۴
غبار هر ذرّه میفروشد به حیرت آیینهٔ تپیدنرم غزالان این بیابان پی نگاهِ که میخرامد
صفحهٔ ۱ از ۳