خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالم همه زین میکده بیهوش برآمدچون باده ز خم بیخبر از جوش برآمد
۲
چندانکه گشودیم سر دیگ تسلیسرپوش دگر از ته سرپوش برآمد
۳
حرفی به زبان آمده صد جلدکتابستعنقا به خیال که فراموش برآمد
۴
ای بیخبران چارهٔ فرمان ازل نیستآهیکه دل امروز کشد دوش برآمد
صفحهٔ ۱ از ۴