شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۲۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از هجوم کلفت دل ناله بی‌آهنگ ماندبوی این‌ گل از ضعیفی در طلسم رنگ ماند
۲
سوختیم و مشت خاشاکی ز ما روشن نشدشعلهٔ ما چون نفس در دام این نیرنگ ماند
۳
از حیا موجی نزد هر چند دل از هم‌ گداختآب شد آیینه اما حیرتش در چنگ ماند
۴
سنگ راه هیچکس تحصیل جمعیت مبادقطرهٔ بیتاب ما گوهر شد و دلتنگ ماند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth