خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۲۹۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رشته بگسیخت نفس زیر و بم ساز نماندگوش ما باز شد امروز که آواز نماند
۲
واپسی بین که به صد کوشش ازین قافلههابازماندن دو قدم نیز ز ما باز نماند
۳
ترک جرأت کن اگر عافیتت میبایدآشیان در ته بال است چو پرواز نماند
۴
ساز اظهار جز انجام نفس هیچ نبودخواستم درد دلی سرکنم آغاز نماند
صفحهٔ ۱ از ۳