خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن سبکروحان که تن در خاکساری دادهانددر سواد سرمهٔ خط چون نگاه افتادهاند
۲
برخط عجز نفس عمریست جولان میکنیرهروان یک سر تپش آواره ی این جادهاند
۳
رنگ حال سرو قمری بین که در گلزار دهرخاکساران زیر طوق و سرکشان آزادهاند
۴
درخور ضبط نفس دل را ثبات آبروستبحر با تمکین بود تا موجها استادهاند
صفحهٔ ۱ از ۳