خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ذره تا خورشید امکان جمله حیرت زادهاندجز به دیدار تو چشم هیچکس نگشاده اند
۲
خلق آنسوی فلک پر میزند اما هنوزچون نفس از خلوت دل پا برون ننهادهاند
۳
یکدل اینجا فارغ از تشویش نتوان یافتناین منازل یکسر از آشفتگیها جادهاند
۴
چون حباب آزاداصعان هم دپن دریای وهمدر ته باریکه بر دل نیست دوشی دادهاند
صفحهٔ ۱ از ۳