شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرجا صلای محرمی راز داده‌اندآهسته‌تر ز بوی گل آواز داده‌اند
۲
سرها به تیغ داد زبان لیک چاره نیستبر شمع ما همین لب غماز داده‌اند
۳
زان یک نوای‌ کن که جنون‌ کرده در ازلچندین هزار نغمه به هر ساز داده‌اند
۴
مژگان به کارخانهٔ حیرت گشوده‌ایمدر دست ما کلید در باز داده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth