شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وعده افسونان طلسم انتظارم کرده‌اندپای تا سر یک دل امیدوارم کرده‌اند
۲
تا نباشم بعد از این محروم طوف دامنیخاک بر جا مانده‌ای بودم غبارم‌کرده‌اند
۳
برنمی‌آیم زآغوش شکست رنگ خوبشهمچو شمع از پرتو خود در حصارم‌ کرده‌اند
۴
بعد مردن هم ز خاک من‌گرانجانی نرفتاز دل سنگین همان لوح مزارم کرده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth