شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۱۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر من فسون عجز در ایجاد خوانده‌اندچون‌گل به دامن آتش رنگم نشانده‌اند
۲
خواهد عبیر پیرهن عافیت شدنخاکبببتری کز اخگر طبعم دمانده‌اند
۳
کس آگه از طبیعت عصیان‌پرست نیستبر روی خلق دامن‌ تر کم تکانده‌اند
۴
دود دماغ نشو و نمای طبایع استچون شمع ریشه ‌ای همه در سر دوانده‌اند
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth