خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سبکروانکه به وحشت میان جان بستندچو ناله سوخت نفس با نگاه پیوستند
۲
نرستهاند شرر وحشیان این کهسارکه دل ز سنگ گرفتند و بر هوا بستند
۳
نیاز طره اوکن اگر دلی داریکه ماهیان سعادت اسیر این شستند
۴
ز پهلوی عرق جبهه مایه است اینجاچو جام می همه جا بیدلان تهیدستند
صفحهٔ ۱ از ۳