خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۱۳۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رنگ اطوار ادبسنجان به قانون ریختندمصرع موج گهر از سکئه موزون ریختند
۲
کس به نیرنگ تبسمهای خوبان پی نبردکز دم تیغ حیا خون چه مضمون ریختند
۳
بینیازیهای خوبان میل قتل کس نداشتخشکسالی بر حنا زد کز هوس خون ریختند
۴
آبرو چندان درین ایام شد داغِتریکز خجالت ابرها باران به جیحون ریختند
صفحهٔ ۱ از ۳