شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۴۵ - در گله از حاج اکبر نواب و مدح فخرالعلماء و ذخرالفضلاء ابولحسن الفسوی الشهیر به خان داماد فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک من آفت چینست و بلای ختن استفتنهٔ پیر و جوان حادثهٔ مرد و زن است
۲
در بهر زلفش یک کابل وجدست و سماعدر بهر چشمش یک بابِل سحرست و فن است
۳
دوش تا صبح به هر کوچه منادی ‌کردمزان سر زلف‌ که هم دلبر و هم دل شکن است
۴
کایها القوم بدانید که آن زلف سیاهچو‌ن غرابیست‌ که هم رهبر و هم راهزن است
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth