شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۴ - در ستایش شاهنشاه اسلام‌پناه ناصرالدین شاه غازی خلدلله ملکه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش کانجم شد عیان بر این سپهر گرد گردهمچو پیکان ‌های سیمین از درون تیره‌ گرد
۲
راست گفتی صد هزاران مهره از عاج سپیدچیده نراد قضا بر آبنوسن تخه نرد
۳
یا نه‌ گفتی صدهزاران عنکبوت از سیم نابتار پرتو می‌تنند از اوج سقفی لاجورد
۴
درکنار من نگاری رشک یک ‌فردوس حورچون غزالی با هژبری بر سر یک آبخورد
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth