شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۳ - در مطایبه و تخلص به ستایش شاهنشاه فردوس آرامگاه محمد شاه طاب ثراه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر زمانم‌ که به آن ترک سر و کار افتدصلح خیزد ز میان‌ کار به پیکار افتد
۲
من به عمد از پی صلح همی جویم جنگکز پی صلحم با بوسه سر وکار افتد
۳
نفسم بر دو یک افتد ز سبکروحی شوقعدد بوسهٔ من چون به سه و چار افتد
۴
بر میانش چو کمر آورم از شوق دو دستنقطه را ماند کاندر خط پرگار افتد
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth