شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۵۷ - در ستایش شاهزاده مبرور شجاع السلطنه حسنعلی میرزا گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به کف هر آنکه سر زلف دلستان داردبه دست سلسله عمر جاودان دارد
۲
جبین و چهره و ابروی دوست پنداریبه برج قوس مه و مشتری قران دارد
۳
میان جمع پریشان دلی ز من‌گم شدبیا که زلف تو از حال او نشان دارد
۴
ز من مپرس دلت صید تیر نازکه شدازو بپرس که ابروی چون‌ کمان دارد
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth