شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ - د‌ر ستایش امیرزاد‌ه شیرد‌ل ارغون میرزا ابن شجاع ا‌لسلطنه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ‌گوش از هاتف غیبم سحرگه این ندا آمدکه‌وقت عشرت جانبخش و جشن جانفزا آمد
۲
به سالاری سپهسالار دارای تهمتن تنگو سهراب دل شهزاده ارغون میرزا آمد
۳
ظفرمندی‌که هندی اژدهای اژدر اوبارشبه فرق بدکنش آتش‌فشان چون اژدها آمد
۴
عدوبندی‌که خطی رمح او در پهنهٔ هیجادم آهنج اژدری بیجان و ماری جانگزا آمد
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth