خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ - در ستایش شاهزاده کیوان سریر اردشیر میرزا و تشبیب به مدح شاهنشاه اسلام پناه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر بشیر ملکزاده اردشیر آمدمرا دوباره به پستان شوق شیر آمد
۲
نگشته بود تباشیر صبح فاش هنوزکه سوی من زره آن ماهرو بشیر آمد
۳
سیه غلامکم از خوشدلی صفیری زدکه خواجه مژده که از ره یکی سفیر آمد
۴
هنوز داشت دوصد گام راه تا بر منکس از دو زلف همی نکهت عبیر آمد
صفحهٔ ۱ از ۱۵