خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ - در ستایش امیرکبیر و وزیر بینظیر میرزا تقی خان طاب الله ثراهگوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو عید آمد و ماه صیام کرد سفرامید هست که یابم به کام خویش ظفر
۲
کنون که ماه مبارک نمودم عزم رحیلبهل که تا برود رفتنش مبارکتر
۳
اگرچه بود مه روزه بس عزیز ولیعزیزتر بود اکنون که کرد عزم سفر
۴
نه هرکه بست لب از آب و نان بود صایمنه هرچه جمع شود در صدف شود گوهر
صفحهٔ ۱ از ۱۶