شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمدشاه طاب الله ثراه و فتح خراسان گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو زآشیانهٔ چرخ این عقاب زرین‌پربه هر دریچه ز منقار ریخت شوشهٔ زر
۲
دریچهٔ فلک از نقرهٔ سپید گشودوز آن میانه فرو ریخت دانهای ‌گهر
۳
برین سپهر رَمادی یکی نُعامهٔ زردگشود بال و فرو خورد هرچه بود اخگر
۴
غریق نیل فلک شد ستاره چون فرعوننمود تا ید بیضا ز خور کلیم سحر
صفحهٔ ۱ از ۱۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth