خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در تهنیت عید نوروز و مدح شاهنشاه فیروز محمدشاه غازی طابالله ثراه گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در شب عید آن سمن عذار سمنبربا دو غلام سیه درآمدم از در
۲
هر دو غلامش به نام عنبر و ریحانیعنی زلف سیاه و خط معنبر
۳
هر دو رخش یک حدیقه لاله حمراهر دو لبش یک قنینه بادهٔ احمر
۴
ترک ختا شوخ چین نگار سمرقندماه ختن شاه روم شاهد کشمر
صفحهٔ ۱ از ۱۶