شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ - د‌ر ستایش مهد کبری و ستر عظمی کافلهٔ‌الملک عاقلهٔ‌الدوله مام پادشاه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلکا هیچ خبر داری‌ کان ترک پسردوشم از ناز دگر بار چه آورد به سر
۲
با لب نوش آمد شب دوشین به سرایحلقه بر در زد و برجستم و بگشودم در
۳
تنگ بگرفتمش اندر بر و بر تنگ دهانشآنقدر بوسه زدم‌کز دو لبم ریخت شکر
۴
گفت قاآنیا تا کی خسبی به سرایخیز کز روزه شد اوضاع جهان زیر و زبر
صفحهٔ ۱ از ۱۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth