شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ - من افکاره العالی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی آمد از در من آن دلفریب پسرافکنده دام بلا زلفش به روز مطر
۲
بودی به رنگ قمر رخشنده چهره اونه ‌کی ز سرو روان تابیده جرم قمر
۳
بر سرو قامت او افتاده همچو کمندپرحلقه سلسله‌یی همرنگ مشک تتر
۴
حاشانه مشک تتر هرگزکه از بر سروچندین شکنج و شکن سر داده یک به دگر
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن (بسیط مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth