خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ - در منقبت هژبرالسالب اسد الله الغالب علیبن بیطالب علیه السّلام و فتح قلعه خیبر گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سحر چو زمزمه آغازکرد مرغ سحربسان مرغ سحر از طرب گشودم پر
۲
هنوز نامده سلطان یک سواره برونشدم به مشکوی جانان دو اسبه راه سپر
۳
هنوز ناشده گرم چرا غزالهٔ چرخبرآن غزال غزلخوان مرا فتاد نظر
۴
به آب شسته رخش کارنامهٔ مانیبه باد داده لبش بارنامهٔ آزر
صفحهٔ ۱ از ۲۶