شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح صاحب ا‌ختیار

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا چه معجز کرده امشب باز عدل شهریارکاتش سوزنده با آب روان گشتست یار
۲
آب و آتش بسکه از عدلش بهم آمیختندکس ترشح را نیارد فرق‌کردن از شرار
۳
از چراغان خاک پنداری سپهری دیگرستیا فلک پروین و مه راکرده برگیتی نثار
۴
حزم صاحب اختیاری بین ‌که از عزم ملکآب و آتش را بهم‌کردست امشب سازگار
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth