شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ - د‌ر ستایش شیراز صانه‌لله عن الاعواز و اعیان آن و تخلص به مدح معتمدالدوله منوچهرخان طاب ثراه گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تبارک‌الله از فارس آن خجسته دیارکه می‌نبیند چون آن دیار یک دیار
۲
به زیر بقعهٔ‌ گردون به روی رقعهٔ خاکندیده دیدهٔ بینا چنان خجسته دیار
۳
کسی ندیده در آفاق اینچنین معموربه هیچ عصری از اعصار مصری از امصار
۴
نسیم او همه دلکش‌تر از نسیم بهشتهوای او همه خرم‌تر از هوای بهار
صفحهٔ ۱ از ۲۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth