شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۶۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدمسر صندوق گشادم گهری دزدیدم
۲
ز زلیخای حرم چادر سر بربودمچو بدیدم رخ یوسف کف خود ببریدم
۳
سر سودای کسی قصد سر من داردکی برد سر ز کف آنک از آن سر دیدم
۴
چو بگفتم نبرم سر سر من گفت آمینچون غمش کند ز بیخم پس از آن روییدم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth