خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ - ممدوح این قصیدهٔ معلوم نیست،گویند قائم مقام است
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قامت سروی چو بینم برکنار جویباراز غم آن سرو قامت جویبار آرمکنار
۲
جویبار آرم کنار خوی ازین غیرت که غیرگیرد او را درکنار و او ز منگیردکنار
۳
تا نگرید ابر از بستان نروید ضیمراناو کنون گرید که باغش ضیمران آورده بار
۴
چون به برگ لاله ژاله اشک سرخش بر رخانچون به گرد ماه هاله خط سبزش بر عذار
صفحهٔ ۱ از ۱۳