خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ - در مطایبه و هزل و ملاعبه فرماید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کوهی به قفا بستهای ای شوخ دلازاربا خویش کشانیش به هر کوچه و بازار
۲
زان کوه گران ترسمت آزرده شود تنخود را عبث ای شوخ دلازار میازار
۳
تو کاه کشیدن نتوانی چه کشی کوهتو نرمتر و تازهتری ازگل بربار
۴
از نور مه چارده ماند به رخت رنگوز برگ گل تازه خلد بر قدمت خار
صفحهٔ ۱ از ۱۷