شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ - در ستایش شاهزا‌دهٔ‌ رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراه‌ گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گنج پنهان بود یزدان خواست کاید آشکارآفرینش را فزود از هستی خود اعتبار
۲
وادمی را زافرینش برگزید آنگه ز عدلخواست قانونی نهادن تا نخیزد گیر و دار
۳
بهر آن قانون بهر عهدی رسولی آفریدو ز رسولان احمد مختار را کرد اختیار
۴
هم بر آن قانون محمدشاه عادل دل ‌که هستپرتو پروردگار و پیرو پروردگار
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth