خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ - در ستایش میرزا آقاخان صدراعظم
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم به یار فصل بهار آمد ای نگارگفتا که وصل یار نگارین به از بهار
۲
گفتم که بار یافت هزاران به گلستانگفتا زگلستان رخ من به هزار بار
۳
گفتمکه لاله داغ بدل دارد از چه رویگفتا ز روی من دل لاله است داغدار
۴
گفتم چو سرو کی به کنارم قدم نهیگفت آن زمانکه رانی از دیده جویبار
صفحهٔ ۱ از ۹