خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ - در تعریف بهار و شکایت از یار و ستایش امیر کامگار حسین خان نظامالدوله
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک دو مه پیشترک زانکه رسد فصل بهاردلکی داشتم و دلبرکی بادهگسار
۲
چون بهار آمد و گل رست ز من دل ببریدبیوفایی ز گل آموخت مگر یا ز بهار
۳
بی وفاییّ گل آن بس که کند زود سفرچون بهاران که سه مه آید و بربندد بار
۴
الغرض دلبرکی بود غزلخوان و لطیفگلرخ و سرو قد و سنگدل و سیم عذار
صفحهٔ ۱ از ۲۶