خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۱ - در ستایش امیرالامراء العظام میرزا نبیخان حکمران فارس فرماید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای حسن تو چون فتنهٔ چشم تو جهانگیرصد سلسله دل در خم زلف تو به زنجیر
۲
عشق من و رخسار تو این هردو جهانسوزحسن و تو گفتار من این هردو جهانگیر
۳
قدّم چو کمان قدّ تو چون تیر از آن روتند از بر من میگذری چون ز کمان تیر
۴
هر آیهٔ رحمت که در انجیل و زبورستهست آن همه را روی تو ترسابچه تفسیر
صفحهٔ ۱ از ۸