خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۲ - در ستایش شاهزادهٔ کیوان سریر اردشیر میرزا گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش از بر شهزاده اردشیرآورد مرا نامهیی بشیر
۲
بگرفتم و بوسیدمش وز آنشد مغز من آکنده از عبیر
۳
بر سیم پراکنده بود مشکبر شیر پریشیده بود قیر
۴
شنوا شده از لفظ او اصمبینا شده از خط او ضریر
صفحهٔ ۱ از ۹