خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۵ - در ستایش وزیر بینظیر جناب حاج میرزاآقاسی رحمهلله فرماید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فلک دوش از عروس خور تهی چون گشت دامانشچو عمان چهره شد پر در ز سیمین اشک غلطانش
۲
شبهسان حقهای کفتید و بپراکند درهایششبآسا زنگیی خندید و بدرخشید دندانش
۳
من اندرکٌنج تنهایی ازین اندیشه سوداییکه این دولاب مینایی چرا غمزاست دورانش
۴
که ناگه حلقه بر درکوفت شیرینشوخ دیرینمکه تن یک توده نسرینست و لب یک حُقه مرجانش
صفحهٔ ۱ از ۱۵