شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۴ - ‌در ستایش ستر کبری و مخدرهٔ عظمی مهد علیا ‌دامت شوکتها

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در ششم روز جمادی نخست اول سالماه من آمد و آن سال نکو گشت به فال
۲
بر من ‌از دیدنش آن روز دو نوروز گذشتهیچ دیدی‌ که دو نوروز رسد اول سال
۳
تا برد رنج و ملالم ز دل آنروز به رمززد بسی فال نکو آن بت پر غنج و دلال
۴
دو سر زلف پریشان را با هم پیوستیعنی امسالت آشفته نگردد احوال
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth