شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۵ - د‌ر ستایش ‌مرحوم میرزا تقی خان فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رونده رخش من ای از نژاد باد شمالز صلب صاعقه و پشت برق و بط‌ن خیال
۲
دم تو سلسلهٔ‌ گردن صبا و دبورسم تو مردمک دیدهٔ جنوب و شمال
۳
دریده حملهٔ تو باد عاد را ناموسکشیده پیکر تو کوه قاف را تمثال
۴
مجرّه را عوض تنگ بسته‌ یی به شکمستاره را به دل میخ سوده زیر نعال
صفحهٔ ۱ از ۱۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth