خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۲۵ - در ستایش پادشاه رضوان ارامگاه محمد شاه غازی طابالله ثراه گوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عید آمد و عیش آمد و شد روزه و شد غمزین آمد و شد جان و دلی دارم خرم
۲
ماه رمضانگرچه مهی بود مبارکشوال نکوتر که مهی هست مکرّم
۳
الحمدکه آن واعظک امروز بهکنجیچونحرف نخشین مضاعف شده مدغم
۴
وان زاهدک از طعنهٔ اوباش خلایقچون دزد عسس دیده بهکنجی نزند دم
صفحهٔ ۱ از ۱۴