خلوتی با قاآنی
قصیدهٔ شمارهٔ ۲۳۸ - در ستایش پادشاه جمجاه ناصرالدین شاه غازی خلدالله سلطانهگوید
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من ازین پس میخورم می گر حلالست ار حرامنه ز منع مفتیان ترسم نه از غوغای عام
۲
هی مزم از لعل خوبان تا همی خواهی شکرهی خورم از چشم ترکان تا همی بینی مدام
۳
گه نمایم رویشان را تا که گردد شام صبحگه گشایم مویشان را تا که گردد صبح شام
۴
پیش ازین گر باده میخوردم نهان در زیر سقفبعد ازین مردانه نوشم جام بر بالای بام
صفحهٔ ۱ از ۹