شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۱ - مطلع ثانی

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
منم‌ که از کف زربخش آفت‌ کانمجهان عزّ و علا را چهار ارکانم
۲
به وقعه پیلم و کوبنده گرز خرطوممبه‌ کینه شیرم و درنده تیغ دندانم
۳
زمانه چنبری از تاب خورده فتراکمستاره جوهری از آب داده پیکانم
۴
زره شود سپر آسمان ز شمشیرمقبا شود کمر کهکشان ز کیوانم
صفحهٔ ۱ از ۹
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth