شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۲۴۳ - د‌ر ستایش عبدالله خان صدر فرماید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خیز ای غلام تا زین بر بادپا زنیماورنگ جم به‌کوههٔ باد صبا زنیم
۲
هم‌نفس را ز محبس محنت برون‌ کشیمهم بخت را به دعوت شادی صلا زنیم
۳
بهر پذیره روی به دشت آوریم و دستاندر عنان توسن صدر الوری زنیم
۴
زان مژده‌ای‌که بخت دهد از قدوم اوما نیز همچوکوه دمادم صدا زنیم
صفحهٔ ۱ از ۲۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth