شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۲ - د‌ر مدح محمد شاه غازی انارالله برهانه‌ گوید

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ماه دو هفت سال من آن یار نازنینهر هفت کرده آمد یک هفته پیش ازین
۲
پی خسته دم گسسته کمر بسته بی‌قرارمی خورده ره سپرده عرق کرده خشمگین
۳
برجستم و دویدم و پرسیدمش خبربنشتم و نشاندم و بوسیدمش جبین
۴
کاخر چگو‌نه‌یی چه‌شدت سرگذشت چیستچونی چه روی داده چرایی دژم چنین
صفحهٔ ۱ از ۲۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth