شعر را زندگی کن
خلوتی با قاآنی

قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۱ - وله فی المدیحه

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عیدست و آن ابرو کمان دلدادگان را درکمینهم پیش تیغش دل نشان هم پیش‌ تیرش دلنشین
۲
عیدست و آن سیمین بدن ‌هر گه چمان اندر چمناز جلو‌ه رشک نارون از چهره شرم یاسمین
۳
عیدست وپوشد بر شنح جوشن زموج می قدحکاید بامداد فرح با غازیان غم به‌کین
۴
بر دامن ‌خاک‌ از نخست ‌هر خس که کردی جای چستقصاروش یکباره شست از آب باران فرودین
صفحهٔ ۱ از ۱۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth